مدیریت پروژه در شرکت های نوپا(استارتاپ)

مقدمه

کلمات “نوپا” و “عدم قطعیت” تقریبا مترادف هستند. اگر شما بنیانگذار یک شرکت نوپا هستید، فرصتی را در آشفتگی یک بازار نامعلوم شناسایی کرده اید. اگر چه این عدم اطمینان فضای مناسبی را برای خلق بسیاری از ایده های جدید فراهم می کند، اما می تواند منجر به سقوط یک کسب وکار نوپا شود. ایجاد یک تعریف روشن از یک بخش بازار و ارائه محصول  درحالیکه بسیاری از متغیرها ناشناخته باشند، دشوار است.

همانطور که در شکل زیر میبینید ، یک شرکت نوپا(استارتاپ) ممکن است به دلایلی از جمله بازار، مسایل مالی، محصول و تیم با شکست مواجه شود.

دلایل شکست استارتاپ ها

                                                           ۱۰ دلیل شکست کسب وکارهای نوپا(استارتاپ)

بسیاری از مشکلات مربوط به راه اندازی شرکت های نوپا، خارج از کنترل صاحبان آن هستند. به عنوان مثال، بدتر شدن شرایط بازار یا ورود یک رقیب می تواند عواقب شدیدی برای یک کسب و کار با بودجه محدود که بر روی یک محصول تمرکز دارد،  داشته باشد. هیچ راه حل یا روش مدیریت پروژه ای نمیتواند مانع از این مسائل شود.

این یک واقعیت ثابت شده است که شرکت های نوپا با چالش های کسب و کار منحصر به فرد و نرخ شکست بسیار بالا مواجه می شوند. هدف از این مقاله کمک به صاحبان شرکت های نوپا جهت درک چگونگی استفاده از جنبه های مختلف مدیریت پروژه برای کاهش و مدیریت ریسک می باشد.

بر خلاف نظر اکثریت، مدیریت پروژه صرفا در مورد فرآیند یا روش خاصی نیست. همانطور که متدولوژی برای کسب اطمینان از استخدام افراد مناسب و پرورش آن ها مهم است، شما باید آن ها را با  ابزار لازم برای برنامه ریزی، به اشتراک گذاری اطلاعات و همکاری  فراهم کنید.

نرم افزار مدیریت پروژه تحت وبتجارب کسب وکارهای نوپا(استارتاپ ) دراستفاده از نرم افزارهای مرتبط با مدیریت پروژه منبع : تحقیق Binfire

از لحاظ روش شناسی یا متدولوزی درس هایی وجود دارد که از دو روش چابک (agile) و رویکرد آبشاری (Waterfall) برای راه اندازی شرکت های نوپا استفاده می کند. ما شیوه های برتر مدیریت پروژه را که مربوط به برنامه ریزی، توسعه محصول، مدیریت مساله و ردیابی نتایج است، به اشتراک می گذاریم. بسیاری از شرکت های نوپا معتقدند که روش ناب ( lean) تنها روش معتبر برای راه اندازی می باشد. هدف از این مقاله، ایجاد یک روش جدید مدیریت پروژه نیست، بلکه چگونگی استفاده از  شیوه های موجود در مورد راه اندازی شرکت های نوپا  را توضیح می دهد.

۱۰ اشتباه مشترک مدیریت پروژه شرکت های نوپا(استارتاپ)

در ادامه لیستی از اشتباهات مشترک مدیریت پروژه شرکت های نوپا و چگونگی جلوگیری از آن ها آورده شده است.

انتخاب مدیر پروژه نامناسب

یک شرکت نوپای معمولی ممکن است فردی با گواهینامه PMP  یا دارای تجربه در استانداردها ومتدولوژیهای مدیریت پروژه را نداشته باشد. بنابراین افرادی را پیدا کنید که دارای مهارت های لازم برای این کار هستند، و نقش مدیریت پروژه برای موفقیت را نادیده نمی گیرند. مدیر پروژه فقط یک هماهنگ کننده پروژه نیست. او باید برای تکمیل پروژه مسئولیت هایی را نیزبر عهده بگیرد.

 

  • درخواست های تیم پروژه را نادیده نگیرید

شرکت های نوپا تیم کوچک و سازمانی یک سطحی دارند. زمانیکه مدیران وکارکنان در یک سطح و همکار یکدیگر هستند و سلسله مراتب رسمی کوچکی وجود دارد، اغلب ” نه” گفتن دشوار است. در این شرایط گفتگوی باز در شرکت وجود دارد که توسعه دهنده نواوری در سازمان است.

زمانیکه یکی از اعضای تیم درخواستی دارد، اگر فرهنگ مبتنی بر اتفاق نظر حکم فرما باشد، نادیده گرفتن آن درخواست برای مدیریت دشوار خواهد بود. از طرفی موافقت با هر درخواست هم می تواند خطرناک باشد. این موافقت ها از درگیری های کوتاه مدت اجتناب می کند اما محیطی ایجاد می کند که در آن قدرت اعضای تیم نسبت به مدیریت بیشتر می شود. چالش مدیر این است که راهی برای گفتن “نه” پیدا کند بدون اینکه از حس رفاقت و همکاری اعضای تیم کاسته شود. بهترین راه برای رسیدن به اتفاق نظر این است که حداکثر شفافیت را در مورد اینکه چرا تصمیم گیری ها صورت گرفته است در تیم  ایجاد کنیم. به عنوان مثال، اگر یک درخواست برای اضافه کردن یک قابلیت به یک محصول وجود دارد ، باید توضیح دهید که در حال حاضر اولویت در بازار ، سرعت است.

هنگامی که کارکنان شما اولویت های شما را درک می کنند و دید خوبی نسبت به برنامه های شرکت نوپا پیدا می کنند، انعطاف پذیر خواهند شد و با شما همراه می شوند. سناریو های کنترل و فرماندهی که از جنبه های مدیریت در شرکتهاهستند احتمال کمتری  دارد که در شرکتهای استارتاپ  موفق عمل کنند.

 

  • برنامه ریزی نامناسب برای ریسک

از آنجاییکه ریسک بطور ذاتی در چرخه حیات یک شرکت نوپا وجود دارد، گرایش به کوچک پنداشتن ریسکها دیده می شود . مدیریت ریسک یکی از مهمترین جنبه های مدیریت پروژه است. اگرچه این بدان معنا نیست که شرکت های نوپا باید کاملا مخالف ریسک باشند. بلکه، آنها نیاز به درک ریسک و یافتن راه هایی برای مقابله با آن دارند.

به عنوان مثال، همیشه یک ریسکی وجود دارد که یک رقیب راه حل مشابهی را برای موضوعی که ما به دنبال حل ان در بازار بوده ایم باشد ومحصولی را  به بازار عرضه کند. وقتی یک ریسک شناسایی می شود، سازمان باید استراتژی ای را برای تعیین خطرات احتمالی آن در نظر بگیرد. در مورد یک رقیب جدید که وارد بازار می شود، شرکت باید یک بخش بازار را تعیین کند که نیازهای آن بتواند سودآور باشد.
بدست آوردن درک عمیق از بخشی از مشتریان و تمرکز بر این گروه از آنها می تواند به محافظت از شرکت در برابر سایر رقبا کمک کند. نادیده گرفتن ریسک و امیدوار بودن به رخ ندادن آن، چشم اندازی کوتاه مدت و ناکارآمد است.

 

  • عدم درک محدوده کاری پروژه

در بسیاری از موارد، شرکت های نوپا به محدوده پروژه با اعتقاد بر اینکه  محدوده  پروژه در کسب وکارهای نوپا وپروژه های چابک سیال است و تغییر خواهد کرد، اهمیت نمی دهند درحالیکه . حتی اگر محدوده پروژه  تغییر کند، مهم است که آن را مدیریت کنید تا حداقل انتظارات پایه برای تیم پروژه و مدیریت براورده شود.

 

  • سیستم نامناسب برای ردیابی تغییرات پروژه

یکی از بزرگترین علتهای شکست پروژه ها درشرکتهای نوپا ردیابی تغییرات است. اگر فرآیندها و تیم های شما بخش بندی شوند وهر بخشی به تیم یا فردی واگذار شود، این ریسک وجود دارد که هرکس بخشی از پروژه را مستقل از طرح کلی پروژه تغییر خواهد داد.وهر کسی از یک روش برنامه ریزی استفاده می کند.  درحالیکه لازم است  هر تغییری در طرح پروژه،  مورد تایید قرار گرفته و ردیابی شود. در شرایطی که کسی یا تیمیقسمتی از برنامه را تغییر می دهد،  میتواند منجر به سردرگمی در بخشهای دیگر ودیگر اعضای تیم شود که از تغییرات آگاه نیستند. اگر تغییرات به طور مناسب مورد تایید قرار نگیرند، می تواند تغییراتی را که با استراتژی کلی و برنامه کلی  متناقص است را تولید کند.

 

  • حذف کنترل کیفیت در شتاب بازار

در هنگام شتاب برای ارائه یک محصول جدید به بازار، ممکن است گرایش به ایجاد یکسری میانبرها و حذف برخی آیتم ها ایجاد شود. صاحبان شرکت های نوپا تحت فشار زیادی برای عرضه محصولات خود قبل از سوخت شدن سرمایه های نقدی شان هستند.

با این حال، وسوسه به ایجاد میانبرها بسیار خطرناک است و شرکتی که در اولین اقدام و حرکتش امتیازی را از دست دهد، دوام پیدا نخواهد کرد. با این وجود، زمانیکه محصولی را عرضه می کنید، در بازار رقابتی اندکی دیده خواهید شد. بنابراین، هنگامیکه بحث کنترل کیفیت مطرح می شود، از یک شرکت نوپا (استارتاپ) هم کیفیتی در سطح سازمان های بزرگ انتظار می رود. در صورتیکه یک شرکت بزرگ پرتفلیویی از محصولات و مشتریان دارد که به آن تکیه میکند اما شرکت نوپا فقط یک گزینه برای تحت تاثیر قرار دادن مخاطبان دارد و فرصتی برای اشتباه و خطا نخواهند داشت.

 

  • عدم ایجاد برنامه های زمانبندی برای تحویل شدنی ها

برنامه ریزی برای یک پروژه هرگز آسان نیست، به ویژه هنگامی که تعدادی از متغیرها ناشناخته هستند. هنگامی که یک محصول برای اولین بار به بازار عرضه می شود، باید تخمین های مختلفی از زمان ،هزینه و..  تهیه شود که برخی از آن ها دقیق نخواهند بود.

وسوسه هایی برای عدم ایجاد یک برنامه زمانبندی تفضیلی و راه هایی برای توجیه آن وجود دارد :

مثلا  ما این رویکرد را در طول مسیر خواهیم فهمید و به عنوان یک شرکت نوپا نمیخواهیم در یک فرایند پوچ و بی معنی گرفتار شویم.

این توجیه ها می تواند پیامدهای خطرناکی داشته باشد. در حقیقت فرایندتهیه  برنامه زمانبندی کمک می کند تا همه افراد بر برنامه تمرکز کرده و برخی از زمینه های ایجاد ریسک را شناسایی کنند. این شیوه برای تمام متدولوژی هایی که تیم شما از آن استفاده می کند، به کار می رود.

 

  • برنامه ریزی نامناسب منابع

در اینجا یک سناریوی متداول از یک شرکت نوپا را میبینید :

شما نیروهای جوان، پویا و با انگیزه ای را استخدام می کنید که به شرکت شما متعهد هستند. مسئولیت های زیادی به آنها واگذار می کنید و از آنها انتظار دارید چندین کار انجام دهند. با گذشت زمان، آنها بیشتر به شما متعهد می شوند و بدون اینکه متوجه شوند، شروع به پسرفت می کنند.

سازمان های بزرگ دارای منابع بیشتری هستند و می توانند بارکاری سازمان را بین واحدهای مختلف ونیروهای انسانی مجزا تقسیم کنند  اما شرکت های نوپا اغلب چنین امکانی ندارند. اصولا دادن مسئولیت به افراد باهوشی که واجد شرایط نیستند با فرض اینکه کار را یاد خواهند گرفت، وسوسه انگیز است اما در صورت عدم داشتن زمان کافی برای یادگیری ، این افراد هم در کارشان شکست خواهند خورد.

مدیر پروژه شرکت های نوپا  ( حتی اگر این عنوان رسمی را نداشته باشد) باید محدودیت های تیم را درک کند. بیش از حد نیاز زمان گذاشتن روی پروژه ممکن است به اشتباهات و فرسودگی شغلی منجر شود. بهتر است کمبود منابع را از پیش ، مشخص کنید و نحوه مدیریت منابع انسانی را تغییر دهید. در برخی موارد ، این بدان معنی است که زمان کاری کارکنان را اولویت بندی کنید یا نیروهای انسانی بیشتری به پروژه اختصاص دهید.ویا نیروهای انسانی با تخصص بالاتر که نیازی به اموزش ندارند به تیم پروژه اضافه کنید

 

  • عدم ارتباطات به صورت منظم

در این جهان ارتباطات، گرایش زیادی به ارتباط وجود دارد. کارکنان شما احتمالا از SMS، Skype،Google Hangout و WhatsApp استفاده می کنند.  اگرچه کارکنان ممکن است در تمام روز در دسترس باشند، اما برخی از پروژه های نوپا فراموش می کنند که نیاز به یک ارتباط منظم وجود دارد. باید زمان منظمی در نظر گرفته شود که کل اعضای تیم پیشرفت پروژه را بررسی کنند، زمینه های بروز مشکل را شناسایی کرده و بطور گروهی برای حل مشکلات همکاری کنند. با کنار گذاشتن جلسات ” رسمی” این ریسک وجود دارد که مشکلات کلانی بوجود آید که کل پروژه را تحت تاثیر قرار دهد.

جلسات باید به طور منظم با یک برنامه قابل پیش بینی از موضوعات، برنامه ریزی شود.

 

  • عدم استفاده از نرم افزار مدیریت پروژه

برخی از شرکت های نوپا نرم افزارهای مدیریت پروژه را برای نیاز هایشان بسیار پیچیده میبینند. با ازدیاد نرم افزار های مدیریت پروژه آنلاین، اینکه چرا برخی از شرکت های نوپا چنین دیدگاهی دارند،جای تعجب دارد.

ما از استفاده از یک یک نرم افزار خاص دفاع نمیکنیم. به عنوان مثال، اگر تیم تصمیم بگیرد از روش “کانبان” استفاده کند ، این هم یک رویکرد قابل قبول است.

مهمترین مساله این است که باید یک راه برای مستندسازی نقش ها و مسئولیت ها و نقشه ای بر اساس برنامه مدیریت  پروژه وجود داشته باشد.حتی ایزارهای ابتدایی مانند استفاده از نرم افزار اکسل بهتر از اجتناب از استفاده از نرم افزار مدیریت پروژه می باشد.

 

افراد : چگونه یک سازمان نوپا راه اندازی کنیم ؟

قبل از اینکه به تخصص مدیریت پروژه نگاهی بیندازیم، باید با ایجاد تیم شروع کنیم. سازمان های بالغ و کاملا مجهز، دارای بودجه مالی مناسب برای استخدام مدیران پروژه حرفه ای  و سپس آموزش تیم ها بر اساس متدولوژی ها می باشند. شرکت های نوپا با احتمال کمتری دارای این منابع می باشند ، بنابراین مهم است که هر استخدام کاملا مورد بررسی قرار گیرد.

استخدام بهترین تیم راه اندازی

اگر شما دارای یک شرکت نوپا هستید، مطمئنا نمی توانید همه استعدادی رو که نیاز دارید در یک مکان پیدا کنید. شما باید به کارمندانی که با هزینه کمتری کار می کنند اعتماد کنید. در اقتصاد جهانی و مجازی ما، بیشتر شرکت های نوپا برای پر کردن نقش های اساسی در سازمان به کارمندان از راه دور متکی هستند.
استخدام کارمندانی که از راه دور با تیم ما همکاری کنند با ریسک هایی همراه است. شرکت های نوپاباید  افرادبا  ویژگی های خاص را استخدام کنند که در کارمندان شرکتهای بزرگ  دیگر مهم نیستند مانند : انعطاف پذیری، بلوغ عاطفی و خود انگیزگی.

شرکت نوپا دارای محیطی سریع و پویا می باشد و اگر کارمندان نتوانند خود را با تغییرات تنظیم کنند، بعید است که بتوانند در بلند مدت با شما همکاری کنند.
فرایند استخدام به توجه وانرژی زیادی نیاز دارد که می تواند برای صاحب یک شرکت نوپا دردسرساز باشد.

در ادامه چند راهکار برای چگونگی استخدام در یک شرکت نوپا بیان شده است:

استخدام در یک شرکت نوپا : آنچه که باید در یک فرد جویای کار مدنظر قرار گیرد

هنگام پر کردن یک موقعیت کاری ، ضروری است که به داوطلب ها توضیح دهید که شرکت شما یک شرکت نوپا است و نیازمندی ها و انتظارات خاصی همراه با این کار وجود دارد. در شرح شغل، پیشنهاد می شود موارد زیر پوشش داده شود:

  • الزامات و تعهدات از یک شرکت نوپا را توضیح دهید. بسیاری از داوطلبین شغل ، منحصر به فرد بودن شرکت نوپا را درک نمی کنند. اشتباه گرفتن یک شرکت نوپ ابا یک کسب و کار کوچک بعید نیست که رخ دهد در حالی که این دو کاملا باهم متفاوتند . در حقیقت، ، تفاوت های زیادی بین شرکت نوپا و کسب و کارهای دیگر وجود دارد. شرکت های نوپا ممکن است به سطح بالاتری از تعهد و فداکاری کارمندان نسبت به شرکت های دیگر نیاز داشته باشند.
  • انتظارات برای تعادل در کار و زندگی. اگرنوع  کار نیاز به سفر و ساعت های طولانی کاری  داشته باشد، باید بیان شود. چرا؟ زیرا برخی از کارکنان بالقوه ممکن است تصور کنند که یک شرکت نوپا انعطاف پذیری بیشتری دارد ومی توانند وقت ازاد بیشتری داشته باشند درحالیکه. محیط شرکت نوپا میتواند بسیار سخت وپرکارباشد و به سطح تعهدی فراتر از ظرفیت کارمندان نیاز داشته باشد.
  • تجربه در یک محیط مشابه. اگر میخواهید یک نیرو برای برنامه نویسی استخدام کنید، همه زبان های برنامه نویسی مورد نیاز را لیست کنید. اگر میخواهید یک نیرو برای شرکت نوپا استخدام کنید، تجربیات داوطلبان را در یک محیط نوپا در نظر بگیرید. آیا آن فرد قبلا در یک شرکت نوپا کار کرده است؟ اگر نه، سعی کنید بدانید آن ها چگونه در یک استارتاپ که محیطی پویا و با تغییرات سریع  داردکار خواهند کرد.
  • صفات فردی. هنگام ایجاد یک موقعیت شغلی، پیشنهاد می شود لیستی از ویژگی های خاصی که به دنبال آن هستید را تهیه کنید. توانایی مقابله با استرس بسیار مهم می باشد. اغلب ضفتی که نادیده گرفته می شود، میزان توانایی فرد در کار با اعضای تیم وتوانمندی همکاری درکار گروهی  می باشد.
  • یادگیرنده سریع. در محیط نوپا شما نیاز به افرادی دارید که بتوانند سریع یاد بگیرند! هیچکس به طور کامل قادر به شناخت پیچیدگی های شرکت نمی باشد. شما به کسی نیاز دارید که به سرعت بتواند راه حل هایی را برای مشکلات پیش بینی نشده پیدا کند.
  • توانایی انجام چندین کار. یک کارمند در شرکت نوپا (استارت اپ)باید انعطاف پذیر باشد و توانایی انجام چندین کار در دیسیپلین های گوناگون را داشته باشد.
  • توانایی پذیرش بازخوردهای سازنده و دادن بازخورد به دیگران.

نکاتی جهت کمک به روند استخدام

حاشیه خطای استخدام در شرکت های نوپا بسیار کوچکتر است. یک استخدام نامناسب میتواند باعث تاخیر در توسعه محصول و یا راه اندازی بازار شود. بنابراین باید استخدام فرد با حداکثر دقت انجام شود در اینجا برخی از شیوه های استخدام هوشمند برای شرکت نوپا بیان شده است :

  • اگر شما قصد استخدام یک کارمند دور کار را دارید و تصمیم دارید مصاحبه را هم از راه دور انجام دهید، اصرار داشته باشید که مصاحبه از طریق اسکایپ با یک برنامه مشابه انجام شود. با این کار قابلیت دیدن دفتر داوطلب را خواهید داشت و بینشی نسبت به سطح عملکرد وی پیدا می کنیدو در داوطلب بصورت حرفه ای خود را معرفی می کند. چراکه کارکنان شما چهره عمومی شرکت شما هستند و چگونگی موقعیت آن ها بر شما و سازمانتان منعکس خواهد شد.
  • کارمندان آینده را تست کنید. اگر کارمند ان جدیدی را برای یک نقش کدگزاری استخدام می کنید، یک سناریوی نمونه به آنها بدهید و از آن ها بخواهید که یک کد در زمان واقعی ایجاد کنند. تقریبا هیچ نقشی وجود ندارد که نتواند با یک سناریوی واقعی تست شود.
  • تست استعداد. شما هیچ محصولی را بدون بازرسی کامل به بازار عرضه نخواهید کرد. بنابرین پیشنهاد می کنیم که همین رویکرد را برای استخدام نیروی جدید در سازمان خود بکار ببرید. شما میتونید از روش Caliper یا Myers-Briggs استفاده کنید و یا سناریویی تعریف کنید و از داوطلب بخواهید که با توجه به موقعیت به آن پاسخ دهد.
  • سوابق کاری را بطور کامل بررسی کنید. یکی از بزرگترین اشتباهاتی که مدیران استخدام شرکت های نوپا انجام می دهند این است که مرحله بررسی سوابق کاری را حذف می کنند. هرگز نباید تنها به سوایق نوشته شده تکیه کرد. راجع به ۳ محل آخری که هر یک از داوطلبین کار کردند سوال کنید و با هر کدوم از آنها تماس بگیرید.
  • قبل از استخدام داوطلبین با آنها ملاقات کنید. این مورد واضح به نظر می رسد اما افرادی وجود دارند که از راه دور برای کارفرم استخدامی تکمیل می کنند و بدون ملاقات با مدیر منابع انسانی ، استخدام می شوند. حتی اگر بودجه کم باشد، ما به شدت توصیه می کنیم که راهی پیدا کنید که قبل از استخدام با داوطلب ملاقاتی داشته باشید. شما نمی توانید از طریق اسکایپ ، زبان بدن و مهارت های ارتباطی  داوطلب را حدس بزنید!

فرآیند : متدولوژی های مدیریت پروژه برای شرکت های نوپا

روش هرج و مرج : روش مدیریت پروژه پیش فرض

  • در حقیقت برخی از شرکت های نوپا از هیچ متدولوژی خاصی برای مدیریت پروژه خود استفاده نمی کنند. بسیاری از شرکت های نوپا معتقدند که آنها در یک محیط سیال کار می کنند که نیازمند نوآوری و سرعت به بازار است. منابع کمی برای ایجاد یک متدولوژی مدیریت پروژه رسمی دارند و افراد کمی هم آموزش رسمی این حوزه را دیده اند.

منطق روش هرج و مرج ( ما بطور بی ربط از این اصطلاح استفاده می کنیم!) این است که شرکت های نوپا در میدان های رقابتی بی منطقی کار می کنند. قوانین و فرایندها، نوآوری و سرعت به بازار را کاهش می دهند در حالیکه انعطاف پذیری کلید موفقیت است.
مشکل درروش هرج و مرج این است که معمولا مفید واقع نمیشود. به عنوان مثال ، حتی سربازان پیاده نظام در جنگ چریکی که کاملا مبتنی بر انعطاف پذیری وسرعت است باز هم نیازمند ساختار و انضباط هستند. مهم نیست که نیروهای ارتش چقدر ماهر و نیرومند هستند، پیروزی زمانی رخ می دهد که ژنرال ها از قبل برنامه ریزی داشته باشند.

بسیاری از کارآفرینان به نقل قول معروف “سانتزو” رسیده اند که : ” در میان هرج و مرج، فرصت نیز وجود دارد.” اما سانتزو به ما  یک نقشه راه مشخص تر برای دستیابی به این پیروزی می دهد. یک نقل مرتبط با یک صاحب شرکت نوپا این است که”جنگجویان پیروز ابتدا برنده می شوند و سپس به جنگ می روند در حالیکه جنگجویان شکست خورده اول به جنگ می روند و سپس بدنبال پیروزی میگردند” به عبارت دیگر،  هرج و مرج ممکن است میدان جنگ باشد اما پیروزی از برنامه ریزی دقیق می آید.
صاحبان شرکت های نوپا که در تعریف فرآیندها در طول فرایند  توسعه  محصول خود ناکام بمانند، احتمال شکستشان را افزایش می دهند. روش هایی مانند روش “ناب” وجود دارد که به طور خاص برای شرکت های نوپا طراحی شده است. حتی اگر شرکت های نوپا بصورت رسمی این متدولوژی را نپذیرند، دیگرفرآیندهای چابک هم وجود دارد که می توانند جهت برنامه ریزی، توسعه و اجرا  از آن استفاده کنند.

روش ناب: روش مدیریت پروژه سنتی برای شرکت های نوپا

هرگونه بحثی در مورد مدیریت پروژه و شرکت های نوپا نیازمند تجزیه و تحلیلی از روش ناب است. روش ناب برای شرکت های نوپا مفهومی است که توسط اریک ریس در سال ۲۰۰۸ توسعه یافت و در جامعه نوپا معروف  شد. اریک ریس اصول مدیریت ناب را که در دهه ۱۹۸۰ توسط تولید کنندگان اتومبیل های ژاپنی در شرکت های نوپا استفاده میشد را در مدیریت پروژه به کار برد. روش ناب براساس حذف منابع بیهوده و افزایش بهره وری در تولید با استفاده از تکنیک Just In Time  می باشد.
کاربرد روش ناب برای مدیریت پروژه شرکت های نوپا برای شرکت هایی مانند DropBox که این رویکرد را پذیرفته اند، بسیار کاربردی بوده است.

اگرچه یکی از نتایج روش ناب ،  صرف پول کمتر است، اما صرفه جویی در هزینه، نیروی محرکه نیست. روش ناب طراحی شده است تا یک فرآیند برای توسعه یک محصول جدید ایجاد کند.
MVP ( حداقل محصول قابل دوام) یکی از مفاهیم روش ناب می باشد. بعید بنظر می رسد که یک شرکت نوپا دارای منابعی برای ایجاد یک محصول ایده آل باشد.در حقیقت  ایده پشت MVP ایجاد یک محصول با حداکثر سرعت ممکن برای حل مشکل بازار است. این روش باعث تسریع در یادگیری می شود، قابلیت بازخورد به محصول را ایجاد می کند و اجازه می دهد تا تکرار بعدی رخ دهد.

روش چابک : یک روش انعطاف پذیر برای توسعه خدمت یا محصول جدید

روش چابک یک فرایند افزایشی و تکراری است که ارائه برنامه های کاری را با توجه کمتر به فرآیندها و روش های رسمی تسریع می بخشد. روش چابک از اهداف کوتاه مدت قابل دستیابی استفاده می کند و بر ارائه یک ” حرکت سریع” در یک چهارچوب زمانی کوتاه تمرکز می کند. یکی از مزایای روش چابک این است که با توجه به اینکه پروژه انعطاف پذیر است ، می تواند بر مبنای عوامل خارجی نظیر ورود مشتری و شرایط بازار تنظیم شود.
با روش چابک، انعطاف پذیری زیادی به منظور  تغییر جهت بر اساس ورودی جدید از بازار وجود دارد. . اگر بین ویژگی های محصول و نیازهای مشتری همترازی وجود نداشته باشد، تمرکز پروژه در روش چابک  می تواند بر تغییرات در بازه های کوتاه مدت ۲ تا۶ هفته ای تنظیم شود .

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *